ای کاش برای مقابله با ریسک عقب ماندگی, دوباره به کلاسهای درس بازگردیم !!!!!

مدت زمان مطالعه : ۲ دقیقه

کلاس -معلم -دانش -بینش -معرفت !!!!!
از استاد بزرگ تاریخ و ادبیات فارسی مرحوم دکتر جعفر شهیدی میپرسند ؟
نتیجه اینکه دانشجویان میآیند و پس از گذرانیدن ۱۴۴واحد از دانشگاه میروند و بعد از مدتی بسیاری از مطالبی که آموخته اند را فراموش میکنند ,چیست؟
مرحوم استاد فقط در یک کلمه پاسخ میدهد !!!
”معرفت ,,
آری ,هرچه فکر کنیم میبینیم که معرفت به مفهوم,, شناخت,, یکی از مهمترین و ریشه ای ترین دستاوردی است که هر انسانی از طی مراحل آموزش و آموختن فرا میگیرد و در وی نهادینه میشود.
سالیان متمادی گذشت تا در سیر تحول و تکامل,دانشمندان نظریه پرداز سیستمهای مدیریت آموزشی ,دریافتند که بنیان توسعه انسانی و توسعه جوامع به رویکردها -محتوی -روش های آموزشی وابسته است و لذا سرمایه گذاری بر روی آموزش و ایجاد و ارتقا مهارت و مهارت آفرینی از جمله شروط اصلی پیشرفت و تعالی جوامع و کشورهاست .از اینرو عبارت ,,هزینه آموزش,, جای خود را به ,,سرمایه گذاری آموزش,, داد.از دهه ۱۹۸۰به بعد در جوامع توسعه یافته علاوه بر توجه به تغییر درآموزشهای کلاسیک به اهمیت آموزشهای تجربی مبتنی بر محتوای مشترک دروس نظری و عملی پی بردند و لذا برای توانمند سازی صنعت ,کشاورزی و خدمات در قالب انواع شرکت های خصوصی و تعاونی به برگزاری منظم دوره های آموزش توجه وافر نمودند و با ورود مکتب مدیریت استراتژیک یکی از چهار منظر اصلی رشد متوازن در صنایع و شرکت های مختلف را در پیاده سازی ,,فراگیری و رشد ,,در سازمانها قرار دادند .
استراتژی رشد متوازن ,اکنون در تمامی بخش های اقتصادی کشورهای صنعتی که از رویکرد مدیریت استراتژیک بهره مند هستند تاثیرات شگرف را نشان داده است.
مدیران بنگاههای اقتصادی برای کسب موفقیت در بازار رقابتی و رسیدن به بهره وری سازمانی , نیازمند افزایش کیفیت کالاها و نیز کاهش مداوم قیمت ها هستند .رسیدن به این دو هدف تنها با بهبود مستمر فضای کسب و کار و تولید امکان پذیر است و این امر نیزفقط و فقط با ارتقا سطح دانش و بینش کارکنان قابل حصول است .از همین روی آنان کلاسهای درس را از دانشگاه ها به کنارکارخانه ها و مزارع آوردند و بجای مدرک گرایی و دروس تکراری نظری محض ,سطح دانش و بینش کارگران ,کارکنان و مدیران را با آموزش های فنی و حرفه ای و علمی -کاربردی بطور مستمر ارتقا داده اند.
باور غلط ,,,من همه چیز میدانم ,,,به ,,,ما همه چیز میدانیم ,,,در سازمانهاتغییر یافته است ,تا بستر و راه توسعه اجتماعی ,اقتصادی و فرهنگی فراهم وهموار گردد. انسانی که از او تحت عنوان ,,محور توسعه ,,یاد میکنند ضروری است تا از دانش ,اطلاعات و بینش بسیط برخوردار باشد. در آغاز هزاره سوم ,
مدیران سیستم های نوین اقتصادی برای کاهش ,,ریسک عقب ماندگی و درجازدگی ,,سازمانها و شرکت ها ,توجه عمیق خویش را به گرانترین و پربهاترین سرمایه خویش یعنی تک تک کارکنان معطوف داشته و فرا سوی آن حتی به سرمایه گذاری در آموزش برای ذینفعان و مصرف کنندگان محصولات خویش پرداخته اند .
سرعت پیشرفت تکنولوژی ,سرعت توسعه جوامع و رقابت جهانی بر سر منابع و امکانات محدود اکنون ایجاب میکند که سطح دانش – بینش و هوش اجتماعی همه انسانهای موثر و در حال کار,در جوامع رو به توسعه متحول گردد .آنچه از مطالعه و مشاهده روند پیشرفت دیگران در دنیا در راه مبارزه با ریسک درماندگی شغلی و سازمانی بدست میآید حاکی از این است که با تکیه بر ,,آموزش,, و سرمایه گذاری در این حوزه توانسته اند با ریسک عقب ماندگی و درجازدگی شغلی با بهره برداری مناسب از سیستم های آموزش دست یابند.
ای کاش برای شناخت روشهای مقابله با این ریسک قابل مهار ,یکبار دیگر به کلاس های آموزش مبتنی بر متدهای اصولی و بنیادین و به روزبازگردیم .
ای کاش, توسعه اجتماعی ,فرهنگی و اقتصادی کشور عزیزمان ایران با ,,معرفت یعنی شناخت نسب به ریسک های عقب ماندگی ,,تک تک نیروهای کاربا بهره گیری ازعنصر,, فراگیری و رشد,, به طور روزافزون تجلی یابد.




0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید?
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *