مشکل صنعت بیمه شیوه مدیریت موسسات بیمه است

مدت زمان مطالعه : ۲ دقیقه

فریدون صفرخانلو از مدیران و کارشناسان صنعت بیمه معتقد است که مشکل اصلی صنعت بیمه میزان سرمایه ونیروی انسانی نیست، بلکه شیوه رفتاری ونحوه مدیریت موسسات بیمه  است .

 در برخی ازمحافل گفته می‌شود بزرگ‌ترین ضعف صنعت بیمه  کمبودنیروی انسانی متخصص است آیا درکشوری که سالانه چند صد هزارنفر فارغ‌التحصیل دانشگاهی درانواع رشته‌ها دارد که بسیاری از آنان توان انجام امور بیمه گری را دارند و اتفاقا مشکل اشتغال هم دارند این قبیل مطالب عنوان شده رامی توان پذیرفت؟!

مشکل صنعت بیمه شیوه مدیریت موسسات بیمه است وچنانچه نحوه گزینش وانتصاب مدیریت درشرکت های بیمه‌گرحسب ضوابط وحرفه‌ای باشد آن شرکت بیمه با مدیریت صحیح واستفاده ازخدمات برون سپاری می‌تواند از کارایی وبهره‌ وری لازم برخوردارشود.

هر چند که شرکت های بیمه‌ در درون خود به تخصص‌های گوناگون نیاز دارند لیکن لزوما نباید نیروی مورد نیاز دردرون شرکت بیمه مستقر باشند بلکه می‌توان ازطریق برون سپاری واستفاده بهینه ازخدمات نمایندگان وکارگزاران دربازاریابی وفروش بیمه و ارزیابان خسارت در فرایندارزیابی  وکارشناسی خسارت که درراستای ارائه خدمات به بیمه گزاران وبیمه‌گران فعالیت می‌کنند، استفاده کرد.

با بهره گیری از خدمات این نیروها درخارج شرکت های بیمه و توجه به تجربیات آنان درارائه نرخ و شرایط مناسب و درزمان بروز حادثه استفاده ازخدمات کارشناسان ارزیاب خسارت مقدمات کارائی بهتر را در موسسات بیمه ودر ایفای تعهدات می توان شاهد بود.

برون سپاری موجب می‌شود شرکت های بیمه گر درفضای رقابتی موثرترقرار گیرند وضمن کاهش هزینه، کارآمدتر ‌شوند.  با رعایت اصول بیمه‌گری ونظارت صحیح ، پرداخت کارمزد وحق الزحمه عادلانه و به کارگیری و ارجاع کاربیمه به افرادی که در انجام کاراخلاق حرفه ای رارعایت می کنند  طی یک دوره میان مدت می توان به پیشبرد اهداف صنعت بیمه وشرکت‌های بیمه امیدوار بود که تمامی‌ اینها به مدیریت  وتفکرآنان بستگی دارد.

 صرفا توجه به امکانات درونی شرکت های بیمه نوعی کم توجهی به واقعیت بازار نیروی کار در کشور است،  شرکت‌های بیمه فقط نیازبه استفاده از امکانات درون شرکت را ندارند، بلکه باید بتوانند ازانواع خدمات وتخصص‌ها که به صورت حرفه‌ای در بیرون نیزشکل گرفته است استفاده نمایند، طبیعی است چنانچه همکاری شرکت‌های بیمه با شبکه فروش غیرمستقیم وتواناییهای آنان  گسترش یابد این شبکه ضمن ارتقای توانایی‌های خود از افراد متخصص‌تر نیز استفاده می‌کنند وموجب اشتغال و توسعه فعالیتشان می‌شوند .

 بعد ازتاسیس موسسات بیمه غیردولتی وابستگی ودلبستگی نیروی انسانی شاغل درشرکت های بیمه به دلایل متعدد ازجمله میزان بودجه تخصیصی به هز ینه های پرسنلی ، تفاوت درسطح حقوق ومزایاواعطای پست ومقام های بالاتر و به کارگیری نیروهای انسانی به صورت قراردادی و ازطریق شرکت های تامین نیروهای انسانی  کاهش یافته وبه حداقل سطح خود رسیده است وشاهد جابه جایی های گسترده در سطوح محتلف شرکت های بیمه واغلب با تغییرمدیریت  هستیم وجالب این که این موضوع در تنها شرکت بیمه دولتی نیز تسری یافته است.

لذا با توجه به موارد فوق و بررسی سهم تولید حق بیمه توسط شبکه فروش غیرمستقیم به وضوح مشخص می شود که نباید مدیران موسسات بیمه صرفا تفکرونگرش  خودرا به  درون سازمان معطوف نمایند بلکه بایستی به اهمیت ونقش نمایندگان وکارگزاران بیش ازپیش توجه نمایند واصطلاح فرش قرمز را به معنای واقعی به اجراء در آورند درغیراین صورت آن شرکت بیمه حتی با افزایش سرمایه  ونیروی انسانی قادربه توان رقابتی با سایرشرکت های رقیب نخواهند بود.




0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید?
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *