نهاد متولی ریسک کجاست؟

مدت زمان مطالعه : 12 دقیقه

ریسکی مدیریت کردن ،صنعت بیمه را تهدید می کند/ریسک عدم عبور مقررات از فیلترینگ و صنعت بیمه/ نهاد متولی ریسک کجاست؟/

در مقابل مدیریت ریسک (Risk management)، ریسکی مدیریت کردن (Risky management) داریم./لازم است قوانین و مقررات بیمه‌ای از فیلترهای مشخصی عبور کنند و شاید بتوان گفت در حال حاضر به دلیل فقدان نهادسازی کافی جهت تطبیق مقررات، ریسک عدم عبور قوانین از فیلترهای مشخص در صنایع مالی مشاهده می‌شود. / یکی از مسائلی که به عنوان خلاء در صنعت بیمه احساس می‌شود این است که نهاد متولی نداریم تا فهم و درک مشترک و زبانی واحد در زمینه‌ی مدیریت ریسک ایجاد کند.

به گزارش ریسک نیوز به نقل از بیمه داری نوین ،ابراهیم کاردگر مدیرعامل بیمه آسیا، دکتر امیر صفری سرپرست پژوهشکده بیمه مرکزی، دکتر یونس مظلومی مدیرعامل بیمه تعاون، دکتر محمود اسعد سامانی سرپرست اداره کل توسعه مدیریت ریسک بیمه مرکزی ج.ا.ایران به‌عنوان چهار مدیر ارشد از سمت نهاد نظارتی و فعالان صنعت بیمه در میزگرد «مدیریت ریسک از منظر شفافیت و پاسخگویی» مباحث «مدیریت ریسک در شرکت‌های بیمه در ایران از منظر شفافیت و پاسخگویی(مدیریت شایسته)» و « نقش نهاد ناظر در مدیریت ریسک» را بررسی کردند. هر یک از حاضران در ابتدا جهت پیشبرد بهتر بحث دسته‌بندی موردنظر خود را مطرح کرند. درنهایت میزگرد بر اساس این تقسیم‌بندی پیش رفت که هر شرکت بیمه یک سری ریسک‌های بالاسری، یک سری ریسک‌های داخلی شرکت و یک سلسله ریسک پایین‌دستی دارد. در ادامه حاضران در میزگرد به این جمع‌بندی رسیدند که شفافیت و پاسخگویی در سایه استقرار حاکمیت شرکتی می‌تواند به بهبود مدیریت ریسک و کاهش ریسک بنگاه منجر شود. یکی از موضوعاتی که همچنین مورد تأکید قرار گرفت ساختار خاص بازار بیمه در ایران است. به گفته کاردگر وقتی برای بیمه شخص ثالث نرخ مصوب تعیین می‌شود درنتیجه نمی‌توان برای این بازار چندان نام رقابتی بکار برد. همچنین برخی قوانین بیمه‌ای از سوی نهادهای غیر بیمه‌ای ازجمله شورای عالی بیمه و شورای پول و اعتبار که شوراهایی غیرتخصصی هستند در اغلب اوقات متناسب با شرایط حاکم بر بیمه‌ها نیست که درنتیجه بیمه مرکزی باید همانند یک فیلترینگ قوانینی که به تضعیف  انحراف شرکت‌های بیمه منجر می‌شود عمل کند. مبسوط این میزگرد از پی می‌آید.

*********************

*موضوع ریسک مبحثی است که در دهه‌ی اخیر ــ نه‌تنها در بیمه بلکه تمام عرصه‌ها ــ از اهمیت بسزایی برخوردار است، بنابراین بهتر است موضوعات مدیریت ریسک در بازار، شفافیت و پاسخگویی و نقش نهاد ناظر و فناوری در مدیریت ریسک را موردبررسی قرار دهیم، لطفاً تحلیل خود را از منظر شفافیت و پاسخگویی مدیریت در ریسک بیان کنید.

دکتر ابراهیم کاردگر مدیرعامل بیمه آسیا: مبحث مهم مدیریت ریسک ،خاص صنعت بیمه نیست، طبیعی است که برای انجام هر اقدام یا فعالیتی ،بالاخص در حوزه‌ی بیمه، می‌تواند ریسک‌های متعددی وجود داشته باشد که منجر به تهدید می‌شوند. طبق دسته‌بندی مدنظر بنده ،یکسری ریسک‌های حاکم بر صنعت بیمه برآمده از اسناد بالادستی‌ هستند. بخش دیگری از ریسک‌هایی که شرکت بیمه درگیر آن است اعم از مباحث فنی، منابع انسانی، پرداخت خسارت، صدور، ریسک‌های داخلی و… هستند که نیازمند شناسایی و مدیریت‌اند. می‌توان بخش دیگر ریسک‌ها را به‌عنوان ریسک‌های پایین‌دستی صنعت بیمه نیز شناسایی کرد که در جریان ارتباطات پایین‌دستی به شرکت‌های بیمه منتقل می‌شود.

اما اینکه اسناد بالادستی چه ریسک‌هایی را می‌توانند در شرکت‌های بیمه ایجاد کنند و شرکت بیمه چطور می‌تواند آنها را شناسایی کند مورد سؤال است، همچنین باید بررسی شود که چطور می‌توان به کاهش این ریسک‌ها پرداخت. در حال حاضر آیین‌نامه‌ها و مقرره‌های حاکم بر شرکت‌های بیمه توسط مقام ناظر تنظیم می‌شود حتی برخی از آنها را نظام مالی کشور تنظیم می‌کند، این مسئله ممکن است شرکت‌های بیمه را دچار ریسک‌ کند مسلماً این‌گونه ریسک‌ها و تبعات مقرره‌ یا آیین‌نامه‌ای که در سایر نهادهای مدیریتی تنظیم می‌شود باید توسط مدیرعامل، مدیر اجرایی شرکت یا هیئت‌مدیره رصد شود.

*دسته‌بندی‌های مذکور تا چه حد موردقبول شما است؟

دکتر امیر صفری سرپرست پژوهشکده بیمه مرکزی: در طبقه‌بندی ریسک‌ها دسته‌بندی‌های مختلفی وجود دارد؛ اما می‌توان به‌عنوان نمونه به آیین‌نامه‌ی 69 توجه داشت که به دلیل مطرح‌شدنش توسط نهاد ناظر به‌عنوان طبقه‌بندی استاندارد صنعت بیمه شناخته می‌شود. در این آیین‌نامه به مدیریت دسته‌ای از ریسک‌های بیمه‌گری، بازار، اعتبار ، نقدینگی و … اشاره داشته است.

 نوع دیگر، ریسک‌های عملیاتی یا operational risk است. این نوع ریسک، خطاهای‌ سیستم‌ها، فرآیند‌ها، انسان‌ها و مدیریت شرکت بیمه را دربر می‌گیرد، انواع بعدی ریسک‌هایی هستند که آیین‌نامه‌ی توانگری مالی به طبقه‌بندی آن پرداخته است. البته طبقه‌بندی‌های متفاوتی مانند نمونه‌ی مطرح انجمن IAIS نیز وجود دارد، در این راستا باید اذعان داشت که طبقه‌بندی ریسک‌ها بسیار گسترده است و نمی‌توان صرفاً یک دسته‌بندی خاصی را مدنظر قرار داد.

*جناب کاردگر نظر جنابعالی در خصوص تقسیم‌بندی‌های موجود چیست؟

کاردگر: با این تصور که شرکت مانند یک موجود کار می‌کند نمی‌توان به نکات داخلی آن بی‌توجه ماند. ریسک‌های Under writing وoperational risk مسائلی هستند که باید در داخل شرکت موردتوجه قرار ‌گیرند. به نظر بنده علاوه بر موارد داخلی همان‌طور که قبلاً نیز اشاره کردم، تنظیم اسناد بالادستی حاکم بر شرکت نیز می‌تواند جزو ریسک‌های مرتبط باشد. باید بر سر این موضوع بحث کرد که مقرره‌ها، چه ریسک‌هایی برای شرکت‌های بیمه ایجاد می‌کنند و چطور می‌توان این ریسک‌ها را محدود کرد.

دکتر محمود اسعد سامانی سرپرست اداره کل توسعه مدیریت ریسک: به نظر بنده، می‌توانیم موضوع را به هر ترتیبی که تمایل داریم دسته‌بندی کنیم. بنابراین، دسته‌بندی نباید محل مناقشه  باشد. با اینحال، باید توجه داشت که ریسک مقوله‌ای بسیار متنوع، گسترده و پیچیده است. لذا، برای مطالعه و بررسی آن نیاز به اتفاق نظر و پذیرش نوعی از دسته بندی داریم. از اینرو بهتر است  که دسته‌بندی‌های موجود که در متون مرجع ارائه شده اند را کنار نگذاریم و سراغ مطالعه‌ی دسته‌بندی‌های جدید برویم. از طرف دیگر، ریسک‌ها به‌صورت مرتبط به هم یا interrelated و در کنار هم قرار دارند و مثلا” یک ریسک عملیاتی می‌تواند به ریسک اعتباری منجر شود و سپس تبدیل به ریسک دیگری گردد. بنابراین، به دلیل وجود پیچیدگی‌ها و همپوشانی‌های موجود ، به دسته‌بندی انواع ریسک ها نیاز است. خوشبختانه، این دسته‌بندی‌ها در اسناد Solvency اروپا، IAIS و…. مطرح‌ و ارائه شده‌اند . این اسناد به‌طور مشخص در رابطه با 4 دسته ریسک صحبت می‌کنند: دسته‌ی اول ریسک‌های اعتباری‌اند که منشأ بیرونی دارند ،مثلاً در بازار بورس یا سهام سرمایه‌گذاری می‌کنید چنانچه به هر دلیل سهامی که خریده‌اید، معتبر نباشد یا با بیمه‌گر اتکایی که شرایط لازم را نداشته است ،کار کنید به ریسک اعتباری می‌انجامد. بدیهی است باید مشخص شود چنین ریسک‌هایی در بازار بیمه‌ی ایران چقدر اهمیت و موضوعیت دارد. دسته‌ی دوم، ریسک‌های ناشی از بازار  یا  Market هستند، مانند نرخ بهره، نوسانات نرخ ارز و… . دسته‌ی سوم، ریسک‌های Insurance یا بیمه‌گری‌اند و به دلیل اینکه بیمه‌گر کالایی را می فروشد که در اصطلاح “تعهدی برای آینده” است و مشخص نیست در آینده چه اتفاقی می‌افتد و آیا می‌تواند بیمه گر خسارت را پرداخت کند یا خیر و آیا ذخیره گیری برای انجام این کار داشته است یا نه ــ در معرض ریسک بیمه گری قرار می‌گیرد. دسته آخر، ریسک های عملیاتی است که پیشتر به آن پرداخته شد. لذا، مبنا قرار دادن این تقسیم‌بندی‌ها می‌تواند وضعیت ما را در خصوص مدیریت ریسک‌ها مشخص کند، البته باید تأکید کنم که می‌توان از تقسیم‌بندی‌‌های دیگر نیز استفاده کرد ؛اما درنهایت باید مشخص شود که کدام دسته از ین ریسک‌ها در فضای صنعت بیمه در ایران بیشتر موضوعیت دارد.

*جناب مظلومی در رابطه با دسته‌بندی مدنظرتان صحبت کنید.

دکتر یونس مظلومی مدیرعامل بیمه تعاون: بهتر است ابتدا چند جمله در کلیت مدیریت ریسک عنوان کنم؛ به نظر بنده به تعداد افرادی که در موضوع ریسک و مدیریت آن کتاب و مقاله نوشته‌اند تعاریف متنوعی وجود دارد، اما مسئله‌ی مشترک این است که ریسک یک فرآیندی است که در مقابل پروژه قرار می‌گیرد. به عبارتی پروژه یک‌بار مورد انجام قرارگرفته و نهایتاً به پایان می‌رسد، اما فرآیند ریسک از زمان فعالیت پروژه تا پایان موجودیت آن ادامه دارد. نکته‌ی دوم مشترک اینکه اگر شرکت بیمه‌ای در آینده دچار مشکل شود و ما قصد بهبود بخشیدن به اوضاع نابسامان را داشته باشیم وظیفه‌ی مدیریت ریسک نیست، در اینجا مدیریت بحران به میان می‌آید. مدیریت ریسک هنگامی مدنظر قرار می‌گیرد که قصد انجام اقدامات پیشگیرانه وجود داشته باشد.

نکته بعدی این است که ما در مقابل مدیریت ریسک (Risk management)، ریسکی مدیریت کردن (Risky management) داریم. اگر در سازمانی مدیریت ریسک به صورت مدون، نهادینه و علمی انجام نشده باشد نتیجه‌ی حاصله چیزی جز انجام ریسکی مدیریت یا ریسکی مدیریت کردن ــ به معنای اینکه همه‌ی مسائل را به صورت شانسی جلو ببریم ــ در آن سازمان نیست.

*آیا بین مدیریت پرریسک و مدیریت ریسکی فاصله‌ای وجود دارد؟

مظلومی: می‌توان مثال مدیریت بحران را در نظر داشت که امروز گفته می‌شود بحران مدیریتی داریم، این مقایسه معادل مدیریت ریسک و ریسکی مدیریت کردن است.

*این موضوع در شرکت‌های ما وجود دارد؟

مظلومی: ریسکی مدیریت کردن در شرکت‌های بیمه تبعات بسیار مضاعف و بیشتری دارد، زیرا ما بنگاهی اقتصادی هستیم که باید ریسک‌های خودمان را نیز مدیریت کنیم، علاوه بر آن ابزاری هستیم که تمام بخش‌های اقتصادی و افرادی که در جامعه زندگی می‌کنند ریسک‌های‌ خود را در اختیار ما قرار داده‌اند، بنابراین ما ابزاری هستیم که باید تمام حواس‌مان به ریسک‌های آنان باشد.

*به‌این‌ترتیب می‌توان گفت ریسکی مدیریت‌کردن در شرکت‌های بیمه بسیار مخاطره‌آمیزتر از شرکت‌های دیگر است؟

مظلومی: بله. زیرا وقتی شرکت بیمه‌ای دچار مشکل شود اثرات و تبعات آن تنها دامن‌گیر خودش نیست و تمام جامعه‌ی بیمه‌گذاران ــ که ریسک‌های خود را به شرکت بیمه منتقل کرده‌اند ــ درگیر خواهند بود. به نظرم به میزان تعاریف ریسک می‌توان دسته‌بندی‌های متنوع نیز ایجاد کرد، اما باید توجه داشت که بسیاری از آنها مشترک هستند. در شرکت‌های بیمه دسته‌بندی‌هایی مانند ریسک قوانین و مقررات هم وجود دارد. به‌عنوان‌مثال شرکت بیمه بر اساس شرایط موجود بیمه‌ی عمر می‌فروشد و سپس با تغییر مقررات مواجه می‌شود که باید از قبل آن را شناسایی می‌کرد، نام چنین ریسک‌هایی Regulation یا ریسک‌های مقرراتی است. همچنین یکسری از ریسک‌ها تحت عنوان ریسک‌های قانونی وجود دارند که سازمان یا نهادی به‌طور ناگهانی علیه شرکت بیمه شکایت می‌کند و از طریق رأی قانونی چندین میلیارد از شرکت برداشت می‌شود، مسلماً این ریسک‌ها باید از قبل شناسایی‌شده باشند. دسته‌ی دیگری از ریسک‌ها مربوط به مشتریان است، اگر ریسک‌ها را به‌خوبی در شرکت‌های بیمه مدیریت نکنیم ریسک دیگری تحت عنوان از دست دادن مشتریان را در بر خواهد داشت که به آن Customer Risk یا ریسک مشتریان گفته می‌شود. دسته‌ی دیگر ریسک تأمین‌کنندگان است، در حال حاضر شرکت‌های بیمه بخشی از خدمات خود را به یک تأمین‌کننده out source کرده‌اند به این معنا که بخش IT یا Core خود را از یک شرکت دریافت می‌کنند که ریسک بزرگی در آنجا نهفته و اگر این تأمین‌کننده به هر دلیلی از ارائه‌ی خدمات دست بردارد مشکلات فراوانی به همراه خواهد داشت که ریسک آن به شرکت بیمه منتقل می‌شود. مورد بعدی این است که شرکت‌های بیمه نیز مانند سایر بنگاه‌های اقتصادی با ریسک شهرت مواجه‌اند. اگر یک‌باره به دلایل مختلف چون عدم ایفای تعهدات، اطلاع‌رسانی دقیق، عدم شفافیت، عدم حضور در عرصه‌ی رسانه و عدم ارتباطات مناسب با مدیاها خدشه‌ای به شهرتشان وارد شود حجم زیادی از مشتریان خود را از دست خواهند داد، ریسک بسیار مهم بعدی که به فناوری بازمی‌گردد ریسک اطلاعات است. مخدوش شدن اطلاعات، سرقت، هک، هجوم نفوذ ، ریسک‌های سایبری و… ازجمله ریسک‌های اطلاعات است. ریسک دیگری داریم که مختص شرکت‌های بیمه‌ی داخل کشورمان است که از آن به‌عنوان ریسک نرخ بهره نام می‌بریم. متأسفانه درفروش بیمه‌های زندگی ،پس‌انداز بسیار ناچیزی در قسمت خطر فوت و بیمه‌ی عمر،  سرمایه‌گذاری می‌شود. که از روز خرید بیمه‌نامه تا دو سال آتی 16 درصد، دو سال بعدی 13 درصد و تا الی‌الابد 10درصد سود از سوی شرکت بیمه تضمین خواهد شد ، درصورتی‌که مشخص نیست 5 سال آینده‌ی اقتصاد کشور ما به چه صورت خواهد بود. این ذخیره‌های پولی به بازار سرمایه و بازارهای پولی سرازیر می‌شود تا بتوانند بازده سرمایه‌گذاری داشته باشند، قاعدتاً سود آن باید از درصد تعهد شده بیشتر باشد زیرا تعهدات حجم بالایی دارند و چنانچه نتوانیم سودسازی کنیم با ریسک بسیار بزرگی در نرخ بهره مواجه خواهیم شد. تفاوت این ریسک با دیگر ریسک‌ها این است که سایر آن‌ها را می‌توان در 6ماه و یک سال آینده پیش‌رویشان شناسایی کرد، اما برخی دیگر حالت تجمعی دارد. به معنای اینکه هرچه جلوتر برویم ریسک به فنری بسیار فشرده تبدیل می‌شود که باز شدن یک‌باره‌ی آن می‌تواند خسارات بیشتری به بار آورد. بنابراین ریسک نرخ بهره در شرکت‌های بیمه‌ای خصوصاً نمونه‌هایی که به‌صورت تخصصی در بیمه‌های عمر و سرمایه‌گذاری فعالیت می‌کنند به‌شدت بالاتر و شدید‌تر است زیرا دامنه‌ی زمانی‌ وقوع ریسک نسبت به دیگران بیشتر است.

* شفافیت چگونه می‌تواند سبب کاهش ریسک‌های بیمه‌ای شود؟

کاردگر: خوشبختانه دسته‌بندی‌های موجود مرزبندی نشده‌اند و می‌توان مشخص کرد چه تهدیدهایی در درون شرکت وجود دارد و چه تهدیدهایی به آن تحمیل می‌شود، چنانچه قصد داشته باشیم ریسک‌هایی که از جانب مقررات تنظیمی بر عملیات شرکت حاکم می‌شود را بررسی کنیم ابتدا باید ریسک را بشناسیم تا متوجه شفافیت آ‌ن شویم. دور ازنظر نیست که تصویب آیین‌نامه در شورای عالی بیمه، مقرره‌های شورای پول و اعتبار و… ریسک‌هایی را به شرکت بیمه وارد  می‌کند تا جایی که حتی مقرره‌های شورای پول اعتبار و شورای بیمه‌ی سلامت هم می‌تواند سبب ریسک آفرینی در شرکت‌های بیمه شود. ریسک طرح بیمه‌ی سلامت امروز به صنعت بیمه ورود کرده این ریسک می‌تواند به عملیات بیمه‌ای صدمه بزند و باید بررسی کرد که در چه جایی می‌توان آن را شناسایی کرد.

به نظرم باید یک کارگروه در سندیکای بیمه گران ،به‌عنوان نهاد صنفی، تمام آیین‌نامه‌هایی که توسط دیگر نهادها یا حتی نهاد ناظر تنظیم می‌شود را موردبررسی قرار دهد و اثرات آن روی شرکت‌های بیمه بررسی گردد . مجدداً تأکید می‌کنم، بهتر است در سندیکای بیمه‌گران دپارتمانی ایجاد شود که اثرات مقررات را بر شرکت‌های بیمه‌ای بررسی کند. همچنین بهتر است حاکمیت بیمه نیز تحت عنوان بیمه‌ی مرکزی چنین دفتر یا نهادی را دارا باشد تا اثرات مقررات سایر نهادهای مالی را در صنعت بیمه بررسی کرده و وارد فاز بالاتر شود.

*آیا سندیکا را برای این کار مناسب می‌دانید؟

مسلماً تصمیم‌سازی‌های نهادهای مالی نباید برای یکدیگر ریسک ایجاد کند و ملزم هستیم که دفاتر نظارتی بازارهای مالی تنظیم شوند، البته خوشبختانه در قانون برنامه‌ی ششم توسعه، دفتر مشورتی بازار مالی شکل گرفت، روسای بیمه‌ی مرکزی، بانک مرکزی و شورای بورس جزو اعضای این دفتر هستند و هنگام تنظیم مصوبه ،ریسک‌ها و اثرات منفی وضع مقرره را بررسی می‌کنند.

*نهاد ناظر در جایگاهی نیست که پول درآورد و دغدغه‌های دیگران را تأمین کند، شاید جایگاه مدنظر شما سندیکاست؟

صحبت در رابطه با جایگاه نیست، اما معتقدم که جای چنین نهادی در کشور خالی‌ست. بدیهی‌ست که نمی‌توان ریسک را صفر کرد، اما بهتر است یک  safe side بالای شرکت  ایجاد شود و ریسک‌هایی که قصد ورود دارند را آنالیز کرده و اثرات آن را ببیند تا ریسک وارد شده به حداقل خود برسد. نمونه‌های بسیار ملموسی از ایجاد ریسک در کشور ما وجود دارد، مثلا دیدگاه تنظیم‌کنندگان آیین‌نامه بازار رقابتی‌ می‌تواند برای بازار کسب‌وکار ریسک آفرین است. به عقیده‌ی بنده به‌عنوان تحصیل‌کرده‌ی اقتصاد، پیش‌فرض بازار رقابتی برای بازاری که رقابتی نیست ،  ایجاد ریسک خواهد کرد و مسلماً مقرره‌هایی که با این پیش‌فرض تهیه می‌شود در بازاری که رقابتی نیست ،چالش آفرین خواهد بود.

*به نظر شما شفافیت چگونه می‌تواند به کاهش ریسک منجر شود؟

صفری: شفافیت در نحوه مدیریت یک شرکت تا حدود زیادی منجر به مدیریت ریسک‌های احتمالی می‌شود،مسلماً شفافیت و پاسخگویی جزو اصول حاکمیت شرکتی هستند. آیین‌نامه‌ی 93 (آیین‌نامه حاکمیت شرکتی ) که از سوی شورای عالی بیمه به تصویب رسید ، این مسئله را که شرکت بیمه توسط چه کسانی مدیریت می‌شود را مدنظر قرار می‌دهد ، زیرا هر کس منافعی در شرکت دارد و بدهی است ، باید مطمئن باشد که حرکت در چارچوب مشخصی انجام می‌شود که به سمت ورشکستگی نمی‌رود، تقلب و اختلاس در آن وجود ندارد و تمامی مسائل شفاف و روشن هستند و نهایتاً ذی‌نفعان به‌حق و حقوق خود می‌رسند. حاکمیت شرکتی با اصولی مانند شفافیت و پاسخگویی به دنبال آن است که چنین ریسکی را به حداقل برساند، موارد بسیار زیاد ورشکستگی شرکت‌ها ،حاکی از عدم توجه به این موضوع است.

*آیا اگر نهاد حاکمیتی در مسیر پیاده‌سازی حاکمیت شرکتی عزم جدی نداشته باشند ریسک محسوب نخواهد شد؟

صفری: بله . کارکرد مناسب نهاد ناظر نیز یک ریسک است و درصورتی‌که مقرره‌ها و آیین‌نامه‌هایش ضمانت اجرا نداشته باشد ،خود ،یک ریسک محسوب می‌شود.

کاردگر: به نظر شما لازم نیست سندیکا و بیمه‌ی مرکزی دفتر و نهادی داشته باشند تا مقرره‌های تصویب شده توسط شورای پول و اعتبار یا بورس در آن مورد بررسی قرار گرفته و تبعاتش مشخص شود؟

صفری: در شورای عالی بیمه سندیکا نماینده دارد و قبل از تصویب کمیسیون‌ها جلساتی برگزار می‌شود، مهم‌تر از همه ، هنگام تصویب آیین‌نامه از شرکت‌های بیمه نظرخواهی می‌کنند.

*بحث فقط نظارت شرکت‌های بیمه‌ای نیست بلکه سایر نهادهای حاکمیتی مدنظر ماست؟!

صفری: تمام ذی‌نفعان مهم و بزرگ در ساختار و ترکیب شورای عالی بیمه مدنظر قرار دارند، اتفاقاً بیمه‌ی مرکزی در آیین‌نامه‌ی حاکمیت شرکتی به دنبال این بود که از بیمه‌گذاران ــ به عنوان ذی‌نفعانی که از آنها غفلت شده ــ نماینده‌ای حضور داشته باشد، بنابراین در حاکمیت شرکتی کمیته‌هایی ایجاد شده که رعایت حقوق بیمه‌گذار در آن لحاظ می‌شود. بیمه‌ی مرکزی در پی آن است که حقوق بیمه‌گذار در شرکتی که ذی‌نفعان بسیاری در آن وجود دارد در نظر گرفته شود و شورای عالی بیمه آن را پیگیری می‌کند.

*باید قبول کرد که ترکیب شورای پول و اعتبار و شورای عالی بیمه غیرتخصصی‌ست. صفری: شرکت‌های بیمه در شورای عالی بیمه نماینده دارند و به راحتی می‌توان ترکیب آنها را بررسی کرد، اما نمی‌توان نادیده گرفت که قبل از ورود آیین‌نامه‌ای به کمیسیون تخصصی و رفتن به شورا اکثر مدیران شرکت‌های بیمه و سندیکا نظر خود را عنوان می‌کنند و اینکه در ادامه چه پیش می‌آید خود یک ریسک است.

*جناب دکتر سامانی لطفا در رابطه با شفافیت نظر خود را بفرمایید؟

سامانی: شفافیت و پاسخ‌گویی نقطه‌ای کلیدی و حیاتی‌ست و بسیار قابل بحث است. اگر بخواهیم نشانه یا شاهدی بر این ادعا بیاوریم، بایستی نگاهی به ستون‌های سه گانه در مدل نظارتی اتحادیه اروپا موسوم به Solvency II  بیندازیم. ستون سوم در مدل مذکور به شفافیت دلالت و اشاره می کند.  در واقع، وظیفه‌ی غایی و نهایی نهاد ناظر حصول اطمینان از تأمین شفافیت لازم و افشای درست اطلاعات مربوط به شرکت های بیمه است.  به منظور ایجاد شفافیت، نهادناظر باید الزاماتی را ابلاغ و شرکت‌های بیمه را ملزم به اجرای آن‌ها نماید. از جمله اینکه شرکت‌های بیمه جهت حرکت در مسیر شفافیت بایستی صورت‌های مالی خود را بر اساس IFRS  تهیه کنند. صلاحیت حرفه‌ای کارکنان را تأمین کنند، حاکمیت شرکتی را پیاده سازی نمایند. در رابطه با حاکمیت شرکتی بایستی  دو مسئله  مدنظر قرار گیرد:  اول ایجاد Effective Risk Management System به معنای دارا بودن سیستم مدیریت ریسک مؤثر در ساختار شرکت های بیمه است و دوم ORSA (Own Risk & Solvency Assessment)  به معنای ارزیابی ریسک و توانگری مالی توسط خود بیمه گر است. در این راستا باید موضوع ستون های مدل Solvency  را به‌مثابه فرآیند نگریست وجهت برقراری شفافیت باید این ستون‌ها برافراشته شوند.

در بانکداری نیز مدل نظارتی بازل 1، 2 و 3 را داشته و داریم که هدف نهایی آنها نیز  شفافیت و پاسخگویی است و مابه ‌ازای آنها در صنعت بیمه مدل Solvency است که قصد هدایت ما را به سمت شفافیت دارد. وظیفه‌ی نهاد ناظر به عنوان ناظر بانک یا بیمه به گونه‌ای‌ست که صنعت را با شرایطی شفاف جلو ببرد تا از اتفاقات سابق ــ که به دلیل عدم شفافیت رخ داده بود و منجر به متضرر شدن سازمان‌ها و تضییع حقوق ذینفعان شد ــ جلوگیری کند. در این زمینه مثال‌های معروفی مربوط به شرکت‌های بزرگ در دنیا وجود دارد مانند شرکت هایEnron  یا Worldcom که به دلیل عدم شفافیت صورت‌های مالی و ارائه‌ی سودهای موهوم منجر به این شد که سهامداران و ذی‌نفعان با ضرر‌های بسیار سنگینی مواجه شوند. راهکاری که قانون گزاران آمریکایی برای رفع این معضل از آن استفاده کردند وضع قانونی بود به نام SOX (Sarbanes Oxley Act) که منشأ پدید آمدن حاکمیت شرکتی شد و نهایتاً حاکمیت شرکتی به عنوان ابزاری در اختیار بازارهای بورس دنیا قرار گرفت.

 در حال حاضر پس از سال‌ها وقفه، ما در صنعت بیمه از حاکمیت شرکتی استفاده می‌کنیم و اگر الزامات آیین‌نامه‌ی 93 شورایعالی بیمه پیاده‌سازی شود، امید بهبود شرایط نیز وجود دارد.

اما اینکه تأثیر قوانین وضع شده در نهادهای بالادستی می‌تواند بر عملکرد شرکت های بیمه  تاثیرگذار باشد یا نه، مسلماً  تأثیرگذار است و در مواردی حتی ریسک های جدیدی را نیز به بیمه گران تحمیل می کند و مکانیزمی مانند دفتر تنظیم مقررات می تواند مفید باشد.

 شرکت بیمه درهرصورت شخصیتی حقوقی دارد و در چارچوب نظامی حقوقی فعالیت می‌کند بنابراین باید نسبت به قوانین و مقررات اطراف خود حساسیت لازم را داشته باشد و در راستای تطبیق فعالیت هایش با قوانین و مقررات تلاش کند. ضمن اینکه لازم است قوانین و مقررات بیمه‌ای از فیلترهای مشخصی عبور کنند و شاید بتوان گفت در حال حاضر به دلیل فقدان نهادسازی کافی، ریسک عدم عبور قوانین از فیلترهای مشخص و کافی در صنایع مالی مشاهده می‌شود. البته نمی‌توان زحمات دوستان را در پژوهشکده یا سندیکا در تنظیم پیش نویس مقرارت بیمه ای نادیده گرفت، اما بهتر است با دیدی وسیع‌تر به خلأهای موجود در مسئله بپردازیم.

*به نظر شما ریسک‌های حاصل از نهادهای حاکمیتی بر شرکت‌های بیمه چیست، همچنین به منظر شفافیت در داخل شرکت‌های بیمه نیز اشاره‌کنید و جمع‌بندی صحبت‌های خود را بفرمایید.

مظلومی: نهاد ناظر نه‌تنها نباید سبب ایجاد ریسک در شرکت‌های بیمه شود بلکه حضور آن به دلیل حاصل کردن اطمینان از وجود تطبیق در شرکت‌هاست به معنای آنکه مطمئن باشد شرکت‌های بیمه ریسک‌های خود را به‌درستی مدیریت می‌کنند.

*بنابراین حائل بین شرکت‌های بیمه و نهادهای حاکمیتی به نوعی‌ست که با مقرره‌های متفاوت بر شرکت‌های بیمه اثرگذار هستند؟

مظلومی: اگر مقصود بیمه‌ی مرکزی ایران به‌عنوان نهاد ناظر باشد که وظیفه‌ی اصلی‌ آن حمایت از حقوق بیمه‌گذاران است باید اطمینان حاصل کرد که شرکت‌های بیمه ریسک‌های خود را به درستی مدیریت می‌کنند.

*آیا بیمه مرکزی موظف به دفاع از حقوق بیمه‌گذاران است؟

مظلومی: هنگامی‌که از مدیریت صحیح ریسک‌های شرکت بیمه صحبت می‌کنیم هدف سهامداران نیستند بلکه بیمه‌گذاران و جامعه است.

*کار بیمه‌گری باید به‌درستی انجام شود؟!

مظلومی: اگر فقط منافع سهامداران شرکت بیمه اهمیت داشته باشد مدیریت ریسک مفهوم دیگری پیدا می‌کند و ممکن است منافع کوتاه‌مدت بر منافع بلندمدت سهامدار ارجحیت پیدا کند.

*حاکمیت شرکتی حاکی از آن است که منافع عمومی نباید در تضاد منافع خصوصی یا منافع سهامداران قرار گیرد و بالعکس.

مظلومی: هدف اصلی حاکمیت شرکتی یا Corporate Governance این است که منافع ذی‌نفعان ازجمله سهام‌داران خُرد در مقابل سهام‌داران کل، مشتریان، کارکنان و بیمه‌شدگان شرکت بیمه حفظ شود. از این منظر چنانچه شرکت بیمه قصد حصول اطمینان از درستی انجام مدیریت ریسک را داشته باشد باید به چنین مسائلی توجه کند. برعکس مثال معروف باید نیمه‌ی خالی لیوان در صنعت بیمه دیده شود، قسمت پر لیوان مشکلی ندارد و نیمه‌ی خالی است که می‌تواند سبب بروز بحران شود. چنانچه نهاد ناظر قصد داشته باشد وظیفه‌ی حاکمیتی خود را در خصوص نظارت بر اجرای صحیح مدیریت ریسک در شرکت‌های بیمه ایفا کند باید اطمینان داشته باشد که صورت‌های مالی شرکت‌های بیمه به‌درستی تنظیم شده‌اند.

*روند صحیح را به سختی می‌توان تعبیر کرد، آیا صورت‌های مالی استاندارد درست تنظیم می‌شوند؟

مظلومی: برای نزدیک بودن صورت‌های مالی بیمه به واقعیت این صورت‌ها باید فاقد مسمومیت باشند، اینکه دارایی ثابت چندین بار به سهامدار فروخته شود و مجدداً سه برابر قیمت خریداری شود آن هم به مثابه قیمتی که اکنون به عنوان دارایی ثابت در ترازنامه‌ی صورت مالی شرکت بیمه نشسته است شاهد قیمتی سه برابر قیمت واقعی خواهیم بود که بابت آن باید سود شناسایی شود. نهاد ناظر باید اطمینان حاصل کند که دارایی ثابتی که در ترازنامه نشسته قیمتی واقعی است نه ساختگی. بنابراین شفافیت مدنظر شما در اینجا نمایان می‌شود و اینجاست که نهاد ناظر می‌تواند اطمینان حاصل کند ریسک‌های شرکت بیمه مدیریت می‌شود. اگر این ریسک‌ها در صورت‌های مالی به واقعیت نزدیک نباشد در آینده‌ی 5 یا 10 ساله شرکت بیمه نمی‌تواند به تعهدات خود عمل کند و آنجاست که فاجعه اتفاق می‌افتد و باید اطمینان حاصل کرد که ذخایر به درستی محاسبه شده‌اند و گزارشی که حسابرس مستقل به مجمع عمومی ارائه کرده براساس صلاح‌دید و خوشامد سهامدار تنظیم نشده بلکه براساس واقعیت است. به نظرم نهاد ناظر با انجام این اقدامات می‌تواند اطمینان حاصل کند که شرکت‌های بیمه به درستی ریسک‌های خود را مدیریت می‌کنند. اجرای آیین‌نامه‌ها می‌تواند از وقوع بحران جلوگیری کند، بنابراین مدیریت ریسک تا حدودی اتفاق می‌افتد، اما نمی‌توان خلا موجود در برخی آیین‌نامه‌ها را نادیده گرفت، به‌عنوان مثال ریسک بسیار مهمی که در آیین‌نامه 60 پیش‌بینی نشده ریسک سپرده‌گذاری در بانک است که به ظاهر کمترین ریسک را دارد زیرا نقد شوندگی آن بالاست، اما اگر مدیریت ریسک به درستی انجام نشود تبعات مضاعفی دارد. زیرا گروهی از بنگاه‌های اقتصادی و مردم دچار بحران می‌شوند، حال تصور کنید که منابع جمع شده توسط شرکت‌های بیمه در بانکی سپرده‌گذاری شده که متعلق به سهامدار آن شرکت بیمه است، بنابراین در اینجا شاهد تجمیع ریسک هستیم.

*مطرح‌شدن ذی‌نفع واحد سبب می‌شود سپرده به بانک پر ریسک برود؟

مظلومی: بله. در برخی موارد به دلیل دل‌خوشی سهامدار عمده ، تمام منابع در بانکی که سهامدار شرکت بیمه ذی‌نفع آن است تجمیع شود. نهاد ناظر باید این‌گونه ریسک‌ها را نظارت کند، البته تاکنون در آیین‌نامه هیچ مغایرتی وجود نداشته که شرکت بیمه نتواند سرمایه‌ی خود را در بانک سهامدارش قرار دهد.

ریسک دیگر موجود در صنعت بیمه این است که گفته می‌شود شرکت‌ها نباید از محل عملیات بیمه‌گری سود کنند، بلکه سود آنها باید از محل سرمایه‌گذاری باشد که حتماً تمام ما این جمله را بارها شنیده‌ایم. اما باید گفت ،امروز تمام شرکت‌های بیمه دنیا معتقد به منسوخ شدن این عبارت هستند، اتفاقاً شرکت بیمه موظف است از محل عملیات بیمه‌گری سودآوری داشته باشد، زیرا سود حاصل از سرمایه‌گذاری‌ها در اقتصادهای توسعه‌یافته به شدت کاهش پیدا کرده است ، در اقتصادهای توسعه‌یافته چنین مسئله‌ای موضوعیت ندارد که منابع در بانک گذاشته شود و سود آن را دریافت کنیم، بنابراین شرکت‌ بیمه‌ای که در آلمان، سوئیس، نروژ، دانمارک و… کار می‌کند باید از محل عملیات بیمه‌گری سود داشته باشد.

کاردگر : وقتی صحبت از سود عملیاتی وجود دارد بازار رقابتی نیز باید مدنظر قرار گیرد، در بازار رقابتی سود صفر است و ساختار شرکت تعیین‌کننده‌ی ماندگاری‌ست، زیرا تعیین‌کننده‌ی بازار قیمت است نه شخص.

مظلومی: البته ذکر این نکته هم اهمیت دارد که ریسکی که برای سهامدار شرکت بیمه وجود دارد ممکن است از دید نهاد ناظر متفاوت باشد، حقوق بقیه‌ی ذی‌نفعان غیر از سهامداران برای نهاد ناظر در درجه‌ی اول اهمیت قرار دارد، اما سهامدار ابتدا منافع خود را در نظر دارد. مثلا سهامدار معتقد است به جای وام‌گیری از بانک و پرداخت بهره می‌تواند حق بیمه‌ی شخص ثالث را 40 درصد ارزان بگیرد و از طرف دیگر ضریب خسارت بیمه‌ی شخص ثالث در بدترین حالت 120 درصد است، بنابراین مدیر ترجیح می‌دهد به جای دادن بهره به بانک 30درصد کمتر زیان کند، بنابراین در محل‌هایی سرمایه‌گذاری می‌کند که بازده بالایی دارند و مثلاً یک‌باره با رکود سنگین ساختمان مواجه می‌شود و نتیجه شرایط کنونی است. بنابراین ریسک‌هایی که برای صاحبان شرکت متصور است با ریسک‌های قابل‌تصور برای نهاد ناظر متفاوت است.

*جمع‌بندی صحبت‌های خود را بفرمایید؟

مظلومی: نیاز صنعت بیمه در کشور شاید جراحی در بخش صورت‌های مالی باشد که این جراحی با پیاده‌سازی استاندارد IFRS اتفاق خواهد افتاد. ممکن است بعضی از شرکت‌های بیمه در این مسیر مقاومت کنند که طبیعی است، زیرا یکباره شرکتی که سود آن‌چنانی داشته است با اجرای این استاندارد مشخص خواهد شد چه‌بسا سودش موهوم بوده است .

خیلی از اشکالاتی که در وضع موجود شرکت‌های بیمه وجود دارد با پیاده‌سازی الزامات استاندارد IFRS خود را نشان می‌دهد و آنجا هم نهاد ناظر می‌تواند بخشی از حصول اطمینان موردنظر را به دست بیاورد.

*دکتر کاردگر لطفاً جمع‌بندی صحبت خود را بفرمایید؟

کاردگر: تا زمانی که مقرره‌های درستی تنظیم نکنیم مطمئناً به جایگاه درستی نخواهیم رسید، ما به‌وسیله‌ی تنظیم اشتباه مقررات،  ریسک را وارد شرکت بیمه می‌کنیم. ما در بازار کار می‌کنیم و امروز کسانی که مقرره‌ی صنعت بیمه را تنظیم می‌کنند نگاهشان این است که بازار رقابتی‌ست و با توجه به  این پارادایم ذهنی شکل گرفته ، مقرره‌ها تدوین می‌شود این در حالی است شرایط بازار بیمه ما رقابتی نیست.

*وقتی بگوییم بازار رقابتی نیست ممکن است هزینه‌ها بیشتر شود؟ نهاد نظارتی می‌گوید بازار رقابتی‌ست و با این هدف مقرره‌ها را ابلاغ می‌کند.

کاردگر: ما اصل 44 را اجرا کردیم و بازار در انحصار کامل بود، مشکل از جایی اتفاق افتاد که ریل‌گذاری درستی نداشتیم و سریعاً از بازار رقابتی صحبت کردیم. به عبارتی آزاد سازی یکباره نرخ‌ها در بازار غیررقابتی خطا بود؛چراکه نرخ‌ها آزاد شد اما نظارت متناسب  انجام نشد. در بازاری که یک شرکت متمرکز است و رقابتی نیست بر اساس مدل دیگری به نام رهبری قیمت باید اداره شود. طبق این مدل هیچ شرکتی نباید ورشکست شود ؛چراکه شرکتی که رهبر بازار است ،مکلف است طوری حرکت کند که شرکت‌های پیرو ورشکست نشوند.

*راهکارهای موجود چیست؟

کاردگر: ما اشتباه کردیم و باید بازگشتی در مسیر داشته باشیم، مقام ناظر در صنعت بیمه ما_ با توجه به شرایط غیررقابتی که دارد_ بازنشسته نیست  و ملزم به دخالت در ریسک‌های بزرگی است.

همانطور که عنوان شد ، چون تصور بر این بود که بازار رقابتی است ، مقرره‌ها و تصمیمات براساس بازار رقابتی برای یک بازار غیر رقابتی نوشته شد . اما شما نمی‌توانید مقررات زمین فوتبال را برای والیبال به کار ببرید . بر طبق استانداردها ابزارهای نظارت بازار انحصاری، رهبری قیمت و رقابتی باهم فرق دارند.

*شرکت‌های بیمه نمی‌توانند در کارایی و مؤثر بودن سندیکا به‌خوبی عمل کنند شاید آن نهاد صنفی و سندیکا قوی نیست و انتظارات از ناظر خیلی زیاد است.

کاردگر: شاید همین‌طور باشد. حرکت در بازار نیازمند فهم مشترک است، نداشتن فهم مشترک مانع توافق است، یکی از بازار رقابتی صحبت می‌کند و دیگری می‌گوید بازار رقابتی نیست وقتی فهم مشترکی وجود نداشته باشد نمی‌توان به تفاهم رسید.

*فهم مشترک از چه طریقی به دست می‌آید؟

کاردگر: برای ایجاد فهم مشترک ابزار لازم است سندیکا نیازمند اساسنامه‌ای است که اگر مصوبات رعایت نشود بتواند، برخورد کند. به نظر می‌رسد اساسنامه سندیکا نیازمند بازنگری است.

صفری: به نظر من نه بیمه مرکزی و نه پژوهشکده بیمه هیچ‌یک اعتقاد ندارند بازار رقابتی کامل بر صنعت بیمه‌ی کشور حاکم است، طبق مطالعه درجه رقابتی‌بودن و تمرکز را بر اساس شاخص‌های هرفیندال اندازه گرفته‌ایم. امروز حتی دانشجویان اقتصاد می‌دانند در جایی از دنیا بازار رقابتی وجود ندارد و این ماجرا در تئوری با شکست روبه‌رو شده، در عمل می‌دانیم بازاری به نام رقابت کامل وجود ندارد و بازارها درجه‌ای از انحصار و رقابت دارند. مقرراتی که از طرف پژوهشکده تنظیم و به نهاد ناظر پیشنهاد می‌شود بر این فرض است که بازار رقابتی نیست.

در ضمن  از نظر بنده با نگاه و تجربه‌ای که دارم هر وقت بیمه‌ی مرکزی قصد تنظیم مقررات را دارد از همه برای مشارکت دعوت می‌کند، بیمه‌ی مرکزی هم عمدتاً یکسری از مدیرعاملان باتجربه و علاقه‌مند و صاحب‌نظر را دعوت می‌کند، اما واقعیت این است که اکثر شرکت‌های بیمه تمایلی به مشارکت ندارند.

*با فرض اینکه پژوهشکده وظایف خود را به درستی انجام دهد، آیا می‌تواند کافی باشد؟

صفری: مرحله‌ی اجرا بحث دیگری و مسلم است مقررات باید به درستی اجرا شود.

پژوهشکده پیشنهاد می‌دهد و از مرحله‌ی پیشنهاد تا تصویب شرکت‌های بیمه در جریان قرار می‌گیرند، در این مرحله همه دعوت می‌شوند و متن کار توسط بیمه‌ی مرکزی به سندیکا، انجمن‌ها و شرکت‌ها ارسال می‌شود و به این وسیله پیشنهادات پژوهشکده به آنها ابلاغ می‌شود، اما باور کنید خیلی‌ها نظری نمی‌دهند و مشارکت نمی‌کنند.

*علت عدم مشارکت چیست؟

صفری: دلیل آن مشخص نیست.

*آیا در پیش‌فرض‌ها نیازمند بازنگری هستیم؟

صفری: باید توجه داشت که ما کشوری خاص با شرایط خاص هستیم، که نیازمند دستورالعمل‌های خاص است، تا زمانی که فهم مشترک در سندیکای بیمه‌گران و بیمه مرکزی ایجاد نشود نمی‌توان انتظار بهبود مسائل را داشت. البته هر رشته‌ بازار خاص خود را دارد و نمی‌توان گفت بازار بیمه رقابتی است یا خیر، اما رشته‌ی ثالث رقابتی نیست و سایر رشته‌ها بیشتر رقابتی هستند. در رشته‌ی ثالث برخی جاها امکان رقابت وجود دارد و آن مکانی‌ست که به تخفیف توجه دارید، مضاف بر اینکه رقابت قیمتی و رقابت کیفیتی وجود دارد. شرکت‌های بیمه می‌توانند روی کیفیت رقابت کنند، اما امکان رقابت روی قیمت وجود ندارد.

جمع‌بندی صحبت‌های خود را بفرمائید؟

در حال حاضر بیمه‌ی مرکزی از طریق سنهاب به سمت شفافیت می‌رود و شفافیت هدف اصلی حاکمیت شرکتی است. بیمه‌ی مرکزی مایل است از طریق سنهاب حداکثر شفافیت و اطلاعات را تأمین کند، اینکه تا چه حد شرکت‌ها همکاری می‌کنند و حاضر به ارائه‌ی اطلاعات هستند یا خیر بحث مهمی است که شرکت‌ها باید در آن پاسخگو باشند.

از سوی دیگر اجرای آیین‌نامه حاکمیت شرکتی مسیر حرکت صنعت بیمه در  شفافیت را دو چندان می‌کند .

جناب سامانی جمع‌بندی خود را بفرمائید؟

سامانی: یکی از مسائلی که به‌عنوان خلاء در صنعت بیمه احساس می‌شود این است که نهاد متولی نداریم تا فهم و درک مشترک و زبانی واحد در زمینه‌ی مدیریت ریسک ایجاد کند. فردی که در شرکت بیمه یا نهاد ناظر کار می‌کند چگونه باید حاکمیت شرکتی را یاد بگیرد؟ آیا برای موضوعات جدیدی که وارد فرهنگ سازمانی در صنعت بیمه شده انددوره‌ی آموزشی داریم؟ متأسفانه هیچ آموزشی نداریم یا آموزش‌های موجود اثرگذار نبوده‌اند .

در ضمن باید اشاره‌کنم وقتی در ارتباط با مقررات و مقرره‌ نویسی صحبت می‌کنیم باید توجه کرد در حال حاضر در دنیا رویکرد موردنظر در بحث مقررات گذاری تغییر کرده و نهادهای ناظر دنبال مقررات گذاری نیستند بلکه دنبال اصول‌گذاری‌اند. در این راستا نهاد ناظر سیاست‌های کلی را به شرکت‌های بیمه اعلام و ابلاغ می‌کند.

در خصوص مدیریت ریسک نیز باید بگویم، بحثی مهم و بسیار جدی‌ست، بیمه‌گران باید علاوه بر ریسک‌های خود ریسک‌های دریافت شده از طریق دیگران (بیمه گزاران) را نیز مدیریت کنند. اگر چنین کاری انجام نشود نهایتاً حقوق مصرف‌کننده تأمین نخواهد شد و اعتماد از دست می‌رود. باید اهمیت این قضیه را در نظر گرفت، زیرا فرآیند بحث مدیریت ریسک حاکی از آن است که شناسایی، تجزیه و تحلیل و سپس اولویت‌بندی انجام شود. ما امروز مجموعه‌ای عریض و طویل از ریسک‌ها را در صنعت بیمه داریم که ریسک های ناشی از مقرره ها با وجود درست بودن و به جا بودن موضوع، در مقایسه با مجموع ریسک های تهدید کننده، اولویت کمتری  دارند.

ما در صنعت بیمه رویکرد سیستماتیک به مقوله مدیریت ریسک نداریم. مدیریت ریسک، سیستمی مدیریتی‌ست که فرایندهای مدریت ریسک را به روش سیستماتیک مدیریت می‌کند. این موضوع متأسفانه در صنعت بیمه ما مغفول مانده است. ما با انبوهی از ریسک‌ها مواجهیم که سرنخ مشخصی ندارند و کلاف‌شان سردرگم است، فقدان رویکرد سیستماتیک به مدیریت ریسک سبب گم شدن سرنخ ها می شود. امروزه برای سیستم مؤثر  مدیریت ریسک الگوی استاندارد و پذیرفته شده ای وجود دارد. استاندارد ISO31000 استاندارد Risk Management System است و به شما الزامات بهترین روش مدیریت ریسک را ارائه می‌دهد و با این روش می‌توان کار کرد. باید بررسی کرد که چرا چنین مواردی را در صنعت نهادینه نکرده‌ایم و به دنبال آن نرفته‌ایم.

سوتیتر: ما با انبوهی از ریسک‌ها مواجهیم که سرنخ مشخصی ندارند و کلاف‌شان سردرگم است، فقدان رویکرد سیستماتیک سبب گم شدن این سرنخ ها شده است.

پایگاه جامع اطلاعات بیمه(اینشورنس اینفو)




0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید?
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *