سرمایه‌گذاری‌های بخش بیمه و تاثیر آن بر ثبات مالی

مدت زمان مطالعه : ۴ دقیقه

سرمایه‌گذاری‌های بخش بیمه و تاثیر آن بر ثبات مالی/ آیا بیمه گران می توانند روی قیمت ابزارهای مالی اثر گذار باشند؟

آیا بیمه‌گران می‌توانند از طریق تحرکات رایج در رفتار سرمایه­ گذاری‌شان روی قیمت ابزارهای مالی به اندازه‌ای که تخصیص مجدد دارایی‌ها می‌تواند پیامدهای سیستماتیک داشته باشد، تاثیرگذار باشند؟ این سوال اولین‌بار در سال ۲۰۰۹ توسط یک کارشناس فعال در بازارهای مالی مطرح شد. در واکنش به بحران مالی جهانی که روی پرتفوی بیمه‌گران و صندوق‌های بازنشستگی نیز تاثیرگذار بود.

به گزارش ریسک نیوز،آیا بیمه‌گران می‌توانند از طریق تحرکات رایج در رفتار سرمایه­ گذاری‌شان روی قیمت ابزارهای مالی به اندازه‌ای که تخصیص مجدد دارایی‌ها می‌تواند پیامدهای سیستماتیک داشته باشد، تاثیرگذار باشند؟ این سوال اولین‌بار در سال ۲۰۰۹ توسط یک کارشناس فعال در بازارهای مالی مطرح شد. در واکنش به بحران مالی جهانی که روی پرتفوی بیمه‌گران و صندوق‌های بازنشستگی نیز تاثیرگذار بود، جین کلاود تریشت، رئیس بانک‌مرکزی اروپا در نوامبر ۲۰۰۸ عنوان کرد که تزریق ناگهانی مقدار زیادی پرتفوی سرمایه‌گذاری می‌تواند بالقوه ثبات مالی را با ایجاد نوسان شدید در قیمت دارایی‌ها در معرض خطر قرار دهد.

سوال مفهومی تریچت در مورد این‌که آیا صنعت بیمه به صورتی پیرو می‌تواند باعث انحراف بازار با پیامدهای سیستماتیک در سطح عمومی شود، نگرانی‌ها در بازار مالی را بالا برد. پنج سال بعد، گروه کاری پروسایکلی کالیتی (Procyclicality) بانک انگلیس اولین جواب جامع در یک مقاله که مشخصا به دنبال جواب سوال رفتار ادواری (procyclical) بیمه‌گران و صندوق‌های بازنشستگی بود، ارائه داد (رفتار ادورای و ضدادواری مثل سیاست‌های مالی انقباضی و انبساطی دولت عمل می‌کند، چنان‌که در زمان رونق اقتصاد هزینه‌های دولت افزایش و مالیات کاهش یاید، همانند رفتار ادواری است و بالعکس).

گزارش گروه کاری بیشتر اخباری بود تا اثباتی و قطعی، که به جای یافته‌های قطعی تجربی، بیشتر از مشاهدات و چندین تحلیل توسط محققان و دانشگاهیان در بانک‌مرکزی، هیات ثبات و موسسات بین‌المللی مالی جهت حمایت از رفتار ادواری استفاده شده بود.

گزارش حاضر در تلاش است تا به این سوال به صورتی دقیق پاسخ دهد که آیا رفتار ادواری (یعنی در کوتاه‌مدت، تمایل شرکت‌های بیمه و صندوق‌های بازنشستگی به سرمایه‌گذاری در مسیری که حرکت بازار و نوسان قیمت دارایی را بدتر می‌کند، و در بلندمدت تمایل به سرمایه‌گذاری همراستا با چرخه‌های تجاری و قیمت دارایی‌ها دارد بنابراین تمایل به پوشش ابعاد مختلف ریسک در دوره زمانی رونق و رکود دارد) می‌تواند به صورتی نظام‌مند مناسب باشد؟ گزارش حاضر به بررسی اعتبار و واقعی بودن مطالعات در حوزه ادواری نمی‌پردازد اما این سوال را دنبال می‌کند که آیا این تاثیرات می‌تواند به صورتی نظام‌مند برای بازار مناسب باشند.

در بخش اول گزارش به بررسی این فرضیه در دوره زمانی ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۵ می‌پردازیم (با توجه به در دسترس بودن داده، گزارش به کشور آمریکا و کشورهای منتخب اروپایی محدود شده است). به صورت خلاصه، یافته‌ها حاکی از آن است که اگرچه بیمه‌گران زندگی در این بازارها دارایی‌های قابل ملاحظه‌ای را مالک هستند، مایملک آنها سهم کوچکی از بازار سهام و جریان دارایی‌ها نسبت به سایر سرمایه‌گذار‌های خدمات مالی را شامل شده است. همچنین تخصیص دارایی‌های بیمه‌گران به صورت نسبی در سراسر بازار‌ها باثبات‌تر است. با توجه به داده‌های ایالات‌متحده (که دارای داده‌های جزئی‌تری است) مشخص شد که تخصیص منابع و دارایی بیمه‌گران زندگی نسبت به بانک‌ها، صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک و صندوق‌های بازنشستگی، در حین بحران مالی، قبل و بعد از آن دارای نوسان کمتری بوده است. ارزیابی مقررات احتیاطی در این بازارها به صورت کلی مبتنی بر ارزیابی هزینه ثبت شده است تا ارزیابی بازار جاری، لذا این شرکت‌ها ممکن است در معرض نوسانات ارزش بازار قرار نگیرند.

مشروح گزارش در شکل یک ارائه شده است. شکل یک نشان می‌دهد که بیمه‌گران زندگی دارای انحراف از معیار کوچکتری از تغییرات فصلی در تخصیص منابع در سرتاسر انواع دارایی‌ها به جز اوراق بهادار سهامداران هستند. در کل، مقدار آن از ۲/۰ تا ۳/۰ واحد درصد (pp) است و در مقایسه با صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک (۷/۰ تا ۳/۲ واحد درصد) و صندوق‌های بازنشستگی (۳/۰ تا ۷/۱ واحد درصد) کوچک است. فقط بانک‌ها (۱/۰ تا ۴/۰ واحد درصد) داری انحراف از معیار مشابهی با بیمه‌گران زندگی هستند.

گزارش همچنین به این سوال پرداخته است که آیا بیمه‌گران همراستا با سایر موسسات سرمایه‌گذاری بزرگ عمل کرده و جریان‌های بازار را تقویت می‌کنند؟ چنانکه در شکل ۲ نشان داده شده است طی دوره زمانی بلندمدت، یک رابطه مثبت بین تغییرات در تخصیص منابع بیمه‌گران زندگی، بانک‌ها و صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک برای بعضی از دارایی‌ها (قسمت سمت چپ شکل را نگاه کنید) وجود داشته است. این نتایج تعجب‌برانگیز نیست، با این همه بیمه‌گران قسمتی از بازار مالی هستند و نمی‌توانند از نوسانات و پویایی‌های بزرگتر بازار در امان باشند. اگرچه تغییرات سطح سرمایه‌گذاری در یک دوره مشخص، دارای روابطی ضعیف‌تر و در حقیقت برای اوراق بهادار سهامداران منفی است. (به سمت راست شکل ۲ توجه کنید)

ممکن است این سوال پیش بیاید که همبستگی بلندمدت پایین و معمولا از لحاظ آماری معنادار نباشد که نتیجه گرفته می‌شود رفتار سرمایه‌گذاری بیمه‌گران به صورت کلی دارای احتمال همبستگی ضعیفی با سایر موسسات سرمایه‌گذاری بزرگ باشد. یافته‌ها نشان می‌دهد که تغییرات در قیمت‌های دارایی‌ها یا به صورت معناداری همبستگی ندارند یا در نمونه اوراق بهادار سهامداران حتی دارای همبستگی منفی با تغییرات در تخصیص منابع بیمه‌گران است. به عبارت دیگر در نمونه اوراق بهادار سهامداران، بیمه‌گران تمایل دارند تا در جریان­های مخالف بازار سرمایه­گذاری کنند، بنابراین رفتار ضدچرخه‌ای (counter-cyclical behaviour) از خود نشان می­دهند.

 

گزارش حاضر نشان می‌دهد که رفتار گذشته نمی‌تواند عملکرد آینده را نشان دهد. در قسمت دوم گزارش ما پرتفوی سرمایه‌گذاری بیمه‌گران زندگی را در معرض شوک‌های شدیدی قرار دادیم. این شوک‌ها طراحی شده بودند تا تاثیر فروش دارایی‌های اجباری (اصطلاحا فروش با تخفیف بسیار بالا، Fire sales) را ارزیابی کنند. در این گزارش ما دو سناریو جداگانه کاهنده ریسک را مورد آزمایش قرار دادیم، یکی برای فرضیه کاهش ریسک اعتباری و دیگری برای فرضیه کاهش ریسک اوراق بهادار سهامداران که در آن بیمه‌گران ظرف ۲۱ روز کاری تمام پرتفوی‌شان را عرضه می‌کنند.

سناریوی سوم ما فرض می‌کند که واگذاری گسترده منجر به فروش با تخفیف بالا شده که نیازمند فروش انواع دارایی‌ها است.

جهت محاسبه تاثیر قیمت فرضیه فروش با تخفیف بالا، ما به رابطه تاریخی بین تغییرات در قیمت دارایی‌ها و تغییرات در حجم تجارت نگاه می‌اندازیم و سپس حساسیت قیمت ضمنی برای هر کدام از مشاهدات محاسبه می‌شود. از توزیع تغییرات مقدار- قیمت ما منحصرا روی مشاهدات با تاثیرات قیمتی منفی تمرکز کرده‌ایم، که باعث می‌شود تحلیل‌های ما فقط تاثیر منفی قیمتی فروش اضافی دارایی‌ها را نشان دهد.

واکنش قیمتی سپس علیه برهم‌زنندگان چرخه بازار اندازه‌گیری شد تا مشخص شود که آیا آنها می‌توانند نماینده سیستمی مناسب باشند.

حتی تحت این شرایط عکس و ساختگی نیز ما نتوانستیم واکنش قیمتی همراه با تناسب سیستمی پیدا کنیم. این امر برای سناریوی کاهش ریسک و همچنین در فروش با تخفیف بالا که حاصل واگذاری گسترده بود نیز صادق است. علاوه بر این، فروش با تخفیف بالا که منجر به افزایش ۵ درصدی روزانه حجم تجارت شده است نیازمند یک افزایش ۸ واحد درصدی در نرخ واگذاری در یک ماه برای بیمه‌گران زندگی اروپایی و افزایش ۲۷ واحد درصدی برای بیمه‌گران زندگی آمریکا است.

 

گزارش همچنین نشان می‌دهد که صنعت بیمه ممکن است رفتار سرمایه‌گذاری ادواری از خود نشان دهد. به‌هرحال، بیمه‌گران قسمتی از سیستم بزرگتر مالی هستند و نمی‌توانند از روندهای بازار گسترده‌تر فرار کنند. مانند سایر بازیگران بازار، آنها به انگیزه‌های به وجود آمده بازار پاسخ می‌دهند و چارچوب نظارتی موجود نیز کارهایشان را هدایت می‌کند.

بعد از صندوق‌های سرمایه‌گذاری و صندوق‌های بازنشستگی، بیمه‌گران بزرگترین موسسات سرمایه‌گذاری دنیا هستند. طبق گزارشاتOECD در سال ۲۰۱۴ بیمه‌گران ۲۸.۲ تریلیون دلار از دارایی‌های مالی را در اختیار داشته‌اند (که بیشتر از ۲۱ تریلیون دلار آن متعلق به بیمه‌گران زندگی است) در مقایسه با ۳۳.۳ تریلیون دلار که در صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک و ۲۸.۴ تریلیون دلار در صندوق‌های بازنشستگی قرار داشته است. این مقدار سرمایه بیمه‌گران را قادر می‌سازد تا سرمایه بخش‌های مختلف مالی و اقتصادی را تامین کنند. آنها به عنوان واسطه‌گرهای مالی شناخته می‌شوند، هرچند که ماهیت واسطه‌گری آنها کاملا با واسطه‌گری که از بانک‌ها در مدل کسب‌وکار دیده می‌شود، متفاوت است.

نشانه بزرگ بودن صنعت بیمه از لحاظ مالی در اهمیتش بین بازارهای مختلف دارایی و مخصوصا ابزارهای درآمد ثابت بازار بازتاب می‌یابد. همان‌طور که در شکل ۳ نشان داده شده است، بیمه زندگی سهم بزرگی از دارایی‌های سرمایه‌گذاری شده در آلمان و آمریکا مخصوصا در بخش درآمد ثابت را به خود اختصاص داده است.

زمانی که ما دارایی‌های مختلفی را که توسط بیمه‌گران نگهداری می‌شود، با سایر سرمایه‌گذارهای خدمات مالی مانند بانک‌ها، صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک و صندوق‌های بازنشستگی مقایسه می‌کنیم، مشخص می‌شود سهمی که توسط بیمه‌گران نگهداری می‌شود سهم کوچکی از بازار است. پس زمانی که از اختلال بالقوه تخصیص منابع بیمه‌گران صحبت می‌شود باید توجه کرد که منظور بازار هر کدام از انواع سرمایه‌گذاری‌ها است.

در مورد ایالات‌متحده در شکل ۳ می‌بینیم که چگونه هر ۳/۰ درصد سهم از اوراق بهادار سهامداران که توسط بیمه‌گران نگهداری می‌شود، در مقایسه با سهم نگهداری شده توسط صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک و بازنشستگی خیلی کوچکتر است، که با هم بیشتر از ۶۰ درصد سهم بازارهای مهم برجسته را تشکیل می‌دهد. زمانی که به درآمد ثابت سهام نگاه می‌کنیم، بیمه زندگی سهم بیشتری (۵/۷ درصد) از بازار را نشان می‌دهد و بیشتر قابلیت مقایسه با سایر بازارهای مالی را دارد. در آلمان بانک‌ها نسبت به بیمه‌گران زندگی هم در بخش درآمد ثابت (تقریبا ۷ برابر) و هم در بخش اوراق بهادار سهامداران (تقریبا ۶ برابر) سرمایه‌گذاران بزرگتری هستند.

در نمونه ایالات‌متحده، داده‌های بیشتری نسبت به کل بازار در بخش دارایی‌های مالی که توسط بیمه‌گران نگه داشته می‌شود، وجود دارد.

شکل ۴ داده‌های پنج گروه دارایی‌ها را ارائه می‌دهد و نشان‌دهنده آن است که بیمه‌گران سهم مهمی از اوراق قرضه شرکتی را به خود اختصاص داده‌اند، هرچند که نسبت سهام آنها از بازار سهام بزرگ ایالات‌متحده ناچیز است. دلایل نظارتی باعث می‌شود که بیمه‌گران ایالات‌متحده سهم بسیار کوچکی از دارایی‌های مالی‌شان را به اوراق بهادار سهامداران اختصاص دهند. به عبارت دیگر بازار ایالات‌متحده برای اسناد خزانه بسیار بزرگ است، که این سهم بیمه‌گران از بازار آمریکا را بسیار کوچک می‌کند، بنابراین آنها سهم مهمی از پرتفوی‌شان را به این سهام اختصاص می‌دهند.

زمانی‌که تاثیر احتمالی ناشی از معاملات بازار توسط بیمه‌گران ارزیابی می‌شود، باید به میانگین روزانه حجم تجارت در مقایسه با کل بازار نیز توجه کرد. شکل ۵ نشان می‌دهد که نزدیک ۴ درصد از کل بازار، قسمت بزرگی از خزانه ایالات‌متحده، روزانه معامله می‌شود؛ به‌طور مشابه بازار بهادار سهامداران نیز باید از قدرت نقدشوندگی بالایی برخوردار باشد و به صورت روزانه معامله شود ولو اینکه یک درصد از کل بازار را هم تشکیل ندهد.

در طرف مقابل، رشد روزانه بازار اوراق قرضه شرکتی، که سهم عمده‌ای از آن را دارا هستند، نسبتا پایین است. می‌توان عنوان کرد که فعالیت‌های مشخص بیمه‌گران در بازار (مانند فروش با تخفیف بسیار بالا اوراق قرضه شرکتی) می‌تواند تاثیری ماندگار در آن بازار مشخص بر جای بگذارد.

 

همان‌طور که در شکل ۶ نشان داده شده است، تغییرات فصل به فصل (QoQ) منابع دارایی برای بیمه‌گران زندگی از سایر موسسات سرمایه‌گذاری به شکل معناداری کوچکتر است. با توجه به آمار ایالات‌متحده و آلمان، میانگین تغییرات در دارایی بانک‌ها، صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک (به عنوان درصدی از کل بازار) بین ۲ تا ۱۳ برابر تغییراتی است که در شرکت‌های بیمه زندگی مشاهده شده است.

منبع : بیمه داری نوین

پایگاه جامع اطلاعات بیمه(اینشورنس اینفو)




0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید?
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *