آیا بازنگری آیین نامه توانگری مالی شرکتهای در مرز هشدار را متحول می کند

مدت زمان مطالعه : 3 دقیقه

با گذشت بیش از پنج سال از اجرایی شدن آیین نامه توانگری مالی در شرکت های بیمه از سوی نهاد ناظر به نظر می رسد اسیب شناسی این آیین نامه در مقطع کنونی ضروری است

در پی سلسله گزارشات ارزیابی آیین نامه توانگری مالی گفتگوی ریسک نیوز با مجید بنویدی ، عضو انجمن حرفه ای صنعت بیمه از پی می آید:

برخی معتقدند امر ارزشیابی و رتبه بندی توانگری بیمه در دنیا توسط شرکتهای معتبر رتبه بندی انجام میشود،نظر شما چیست؟
توانگری مالی یکی از اجزاء رتبه بندی محسوب می شود وبه عبارتی یکی از شاخص های رتبه بندی شرکتهای بیمه و بنگاههای اقتصادی ارزیابی میزان توانگری مالی آنهاست.
 در دنیا نیز معمولا اگر توانگری مالی  شرکت بیمه ای توسط حسابرس و شرکت معتبری انجام شده باشد به همان اکتفا می شود، اما عمدتا بیمه مرکزی و نهادهای ناظر روش توانگری مالی را تعیین می کنند و شرکت بیمه توانگری مالی را محاسبه و به حسابرس جهت تایید اعلام می کند در برخی جاها ناظر این رتبه ها را بازبینی و بررسی می کند و در برخی جاها به همان رتبه اعلامی شرکت اکتفاء می شود .

مثلا د راتحادیه اروپا solvency 2 تایید و تعیین شده و همه شرکتهای بیمه اتحادیه اروپا باید این روش را اعمال کنند .

آیا با توجه به اینکه بیمه مرکزی نیز فعالیت بیمه گری انجام می دهد میزان توانگری مالی اش باید سنجیده شود؟
قطعا همین طور است،همانگونه که بیمه مرکزی به عنوان نهاد ناظر انتظار دارد شرکتهای بیمه در هنگام تعامل با شرکتهای بیمه اتکائی داخلی و خارجی به رتبه توانگری مالی آنها توجه کنند پس بیمه مرکزی به عنوان شرکتی که فعالیت اتکائی انجام می دهد نیازمند ارزیابی توانگری مالی است اگرچه که شرکتهای دولتی در قالب رتبه بندی چندان نمی گنجند و به دلیل اتکاء به منابع دولتی در احصاء ورشکستگی و اعصار کمتر قرار می گیرند.

به نظر شما آیا اعمال یک شاخص برای بیمه گران متفاوت صنعت مانند اتکایی،بیمه گر تخصصی زندگی،جنرال و …درست است؟
البته همان طور که در آیین نامه ها امده است هر کدام از رشته های بیمه ای دارای ریسک فاکتورهای (ضریب ریسک ) خاصی هستند اما در نهایت پیروی از یک الگوی واحد بلا مانع است.

-ارزیابی جنابعالی  آیین نامه موجود  در شرایط فعلی چیست به عبارتی با توجه به اینکه یکی از ملزومات عبور از نظام تعرفه ای و تحقق نظارت مالی ، کنترل حاشیه توانگری مالی شرکت های بیمه است ،آیا آیین نامه مذکور توانسته است در این راستا گام بردارد؟
به نظر بنده آئین نامه 69 مصوب شورای عالی بیمه توانسته تصویری تا حدودی منصفانه از توانایی ایفای تعهدات شرکتهای بیمه ارائه نماید و در حقیقت قبل از این آئین نامه هیچ معیاری برای سنجش توانگری شرکتهای بیمه در دسترس نبود ، لذا این آئین نامه که هرچند اهالی صنعت بیمه به آن انتقاد دارند( و متاسفانه هیچ راه حل  جایگزینی ارائه نمی نمایند)، فعلاً بهترین معیار برای ارزیابی توانایی شرکتهای بیمه است و یکی از ابزار های اساسی و مهم نظارت مالی محسوب میشود که در راه عبور از نظام تعرفه ای میتوان از آن بهره مند شد.

-واقعیات توانگری مالی شرکت های بیمه تا چه میزان از طریق اجرای این آیین نامه انعکاس داده شده است، بعضی از شرکتهای بیمه با گذشت چند سال از اجرای این آئین نامه هنوز نتوانسته اند وضعیت مالی خود را ثابت نموده و یا سرمایه خود را ترمیم کنند و به عبارتی واقعیت ها گویای حقایق دیگری است  این در حالی است که در بحث حاشیه توانگری با توجه به استاندارد های موجود سرمایه و ذخایر مورد توجه قرار می گیرد با این حساب ایا می توان گفت ایین نامه فعلی نمی تواند بازتاب واقعی توانگری مالی شرکت های بیمه باشد؟

توانگری شرکتهای بیمه بر اساس صورتهای مالی حسابرسی شده توسط حسابرسان مورد تائید بیمه مرکزی محاسبه و پس از تائید و رسیدگی بیمه مرکزی منتشر میشود، لذا به نظر می رسد بر اساس معیار های تعیین شده در این آئین نامه ، واقعیت توانگری تمام شرکتهای بیمه از طریق یک شاخص واحد ارزیابی و ارائه میشود پس با توجه به شاخص ها و معیار های واحد این آئین نامه ، آنچه اعلام میشود واقعیتی است در مورد توانگری شرکتهای بیمه در مقایسه با یکدیگر که بر اساس صورتهای مالی تهیه شده پس  قطعاً کیفیت صورتهای مالی تاثیر زیادی در شفافیت و دقت این محاسبات و در نهایت حاشیه توانگری اعلام شده دارد .

بحث شرکتهایی که تا کنون تنوانسته اند به  نسبت مناسب توانگری دست پیدا کنند، مربوط میشود به عملیات بیمه گری و زیان انباشته آنها که آن هم از عملیات زیان بار بیمه ای سالیان قبل حاصل شده است، لذا تا مادامی که شرکت بیمه ای نخواهد بر اساس اصول مدیریت ریسک و مسایل حرفه ای بیمه گری در بازار بیمه فعالیت نمایند ، دچار ضعف توانگری و تضعیف بنیه مالی خواهند شد و شرایط وخیم نسبت توانگری آنها اجتناب ناپذیر است. نکته دیکر که در مورد عدم ترمیم حاشیه توانگری بعضی از شرکتها مطرح است ، عدم افزایش سرمایه آنها برای جبران سرمایه الزامی و متورم شده زیان انباشته و ریسک های این شرکتها است که منجر به کاهش مداوم نسبت توانگری آنها شده است.

-گفته می شود این ایین نامه با توجه به شرایط صنعت بهتر است هر دوسال یکبار مورد بازنگری قرار گیرد همچنین ماده 5 فصل دوم این آیین نامه تصریح کرده است:”بیمه مرکزی باید ضرایب ریسک موضوع جداول پیوست 2 تا 5 این آیین نامه را هر دو سال یکبار اصلاح و ضرایب جدید را به موسسات بیمه ابلاغ نماید .” ایا انجام این اصلاحات راهگشا خواهد بود؟
باز نگری آئین نامه و تطبیق آن با آخرین دستورالعمل های روز دنیا مفید خواهد بود ولی تصور نمیکنم در وضعیت کنونی شرکتهای که از نسبت توانگری پائین برخوردار هستند، تغییری رخ دهد و شاید هم بازنگری مجدد، منجر به سخت گیرانه تر شدن این آئین نامه با توجه به نظریه های جدید در مورد توانگری و صورتهای مالی استاندارد شرکتهای بیمه  شود، لذا به نظر بنده صرفاً باید ضرایب ریسک مورد بازبینی قرار داده شود تا ریسک بیمه گری یا همان R1 به طور دقیق تر محاسبه شود .

به نظر شما  سطوح تعریف شده در آئین نامه توانگری نیازمند چه تغییراتی است؟
با گذشت پنج سال از انتشار این آئین نامه و استخراج گزارشات توانگری شرکتهای بیمه به نظر بنده میتوان در سطح بندی های ذکر شده تجدید نظر نمود و با لحاظ نمودن ضرایبی بر اساس قدمت فعالیت شرکت بیمه و شمار بیمه گذاران به نحوی نسبت ها را هماهنگ نمود که فواصل بین سطوح معنا دار باشد شاید بعضی از شرکتهای که در سطح دوم توانگری هستند با اعمال این ملاحظات به سطح یکم رسیده و مسیر شرکتهای بیمه با سطح توانگری پائین تر از سطح دوم نیز مشخص تر میگردد .

–  مثلث ریسک ، سرمایه و بازده چگونه باید شکل بگیرد که دغدغه های نهاد ناظر ، سهامداران و مدیریت شرکت را توماً مد نظر قرار دهد تا در نهایت پرداختن به این عوامل منجر به شرکتی با توانگری مالی مطلوب شود؟
موضوع ریسک و بازده که کاملاً مشخص است و قاعده متناسب بودن ریسک و بازده در بازار سرمایه گذاری   ثابت شده است ولی آنچه مسلم است انتظارات سهامداران از شرکتهای بیمه است و بستگی به حوصله آنها برای به به ثمر رسیدن سرمایه گذاری ها دارد. قطعاً شرکت توانگر از استحکام مالی مناسبی برخوردار است و سهامدار و بیمه گذار  از حفظ منابع خود اطمینان دارد ولی نکته اساسی ایجاد تعادل بین این دو منفعت است . شرکتی که حائز نسبت توانگری بسیار بالای است برای بیمه گذاران از مطلوبیت مناسبی برخوردار است و بیمه گذار با اطمینان ریسک خود را به آن واگذار می نماید ولی بالا بودن نسبت توانگری نشان از تمرکز منابع سرمایه گذاری در بازارهای کم ریسک و عدم استفاده از فرصت های سرمایه گذاری است که اصلاً مطلوب سرمایه گذاران نیست ، لذا حفظ نسبت توانگری در سطحی که منافع هر دو گروه یعنی اطمینان از پرداخت تعهدات شرکت بیمه به بیمه گذاران و زیان دیدگان و سود مناسب و منطقی سرمایه گذاران ،  هنر و قابلیتی است که میبایست تیم های مدیریتی شرکتهای بیمه ان را در نظر بگیرند./ریسک نیوز




0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید?
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *